شمس الدين حافظ

73

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

تصحيح اينجانب نگاشته‌ام ، شايد به همين جهت است كه استاد فرهيخته روان‌شاد دكتر « ركن الدين همايون فرخ » در كتاب ارزشمند « حافظ خراباتى » مىگويند : « گروهى . . . به عنوان حافظشناس نام‌بردار گشته‌اند و اين دانش را به خود اختصاص داده و آن را منحصر به خود مىدانند و معتقدند كه ديگران نبايست و صلاح نيست كه به حريم حرمت ايشان دست درازى و فضولى كنند و پا از گليم خويش بيش از اندازه فراتر نهند و اين دانش را ملك طلق و انحصارى ايشان بشناسند و بدانند . . . » به علت همين خرده‌گيرىهاى خرده‌گيران پرمدعا كه نه سرمايه‌اى مىخواهد و نه زحمت و نه بىخوابى بلكه از كاه كوهى ساختن كار بسيار ساده‌ايست كه بايد گفت : من همان‌دم كه وضو ساختم از چشمه‌ى عشق * چارتكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست اينجانب با اين ديد و نگرش به خواسته دانشجويان عزيز و فرهنگيان محترم و دوستان و همكاران ارجمند مجددا پاسخ مثبت دادم و ترغيب و تشويق ارزنده آنان به من نيروى مجدد بخشيد تا پس از تصحيح ديوان اوليه‌ام اينك اين ديوان و فال را با معانى لغات مشكل و ترجمه انگليسى بعضى از ابيات و بحور عروضى و اوزان قوافى ، مصممانه وارد شدم و الحمد لله انجام داده‌ام تا با زبانى ساده و روان و قابل فهم عام و خاص بنگارم ، كمال سرّ محبت ببين نه نقص گناه * كه هركه بىهنر افتد نظر به عيب كند چون انديشه‌هاى دل‌انگيزى كه از حافظ برآمده بر دلى نگذشت كه در آن خانهء فكر و سخنانش همچو نور از دريچه‌هاى وجود نگذشته باشد ، آن چنان كه شهرهء عالميان شدند و هركه با او آشنا شد ، اولين قوتش ، طعام تحيّر بود ، زيرا اين عظمت را آنجا درمىيابد كه خداوند با تمام مهابت و زيبايى بر دلش نشست ، آن چنان كه غير از او در چشمانش كوچك مىافتد . اين است كه ايرانيان ديوان حافظ را « دل‌نامه - روح‌نامه - آيينه جهان‌بينى ايرانى ، فال‌نامه - عشق‌نامه - غزل‌نامه - جان‌نامه و . . . خوانده‌اند » و همه ايرانيان از كوچك و بزرگ و خاص و عام چند بيتى از غزلياتش را در حافظه دارند و با نغمه‌هاى سحرانگيز و واژه‌هاى پرمعنى و عاشقانه و طرب‌انگيز او گنجينه‌هاى ذهن را پر از مرواريدهاى سفته ابيات پير و عارف دل‌آگاه شيراز مىسازند . بنابراين ، حافظ متعلق به همه مىباشد ، همان‌طورىكه همهء فرزندان مىتوانند دربارهء پدرشان اظهار نظر كنند ، همه ايرانيان هم ، اين حق مسلم را دارند كه دربارهء بزرگان ادب ، سخن بگويند . حافظ متعلق به زمان و مكان مشخصى نيست ، بلكه او پرچمدار يك ملت زنده و خوش‌ذوق و مقاوم و شكوهمندى است كه سپاه معانى و مفاهيم توسط سمند بادپاى كلام پارسى در ميدان فصاحت و بلاغت و عشق و عرفان مىتازد و رقيب جهانى ندارد .